سلام بلاگرا
شما چند وقت به چند وقت وبلاگتون رو آپ ميکنين؟ با چه شرايط روحي و فکري؟
ميخوام بگم:
باباجون مگه آدم مجبوره وقت خودش و مردم رو بگيره؟مگه مجبوره پول خودش و ديگران رو هدر بده...
بعضيا فکر ميکنن بايد حداکثر تو فلان بازه زماني مطلب جديدي تو وبلاگشون بزنن. اما فکر نميکنن چي نوشتن بهتر از زود نوشتنه، فکر نميکنن چطور آپ کردن مهمتر از زود آپ کردنه!
گاهي سراغ يه وبلاگ ميري ، ميبيني نويسنده براي اينکه وبلاگش زود به زود آپ بشه زور زورکي چارخط جور کرده و فرستاده بالا.آخه عزيز من! نوشتن نياز به زمينه روحي مناسب داره، اگه ميبيني خيلي ناراحتي يا بيحوصله، اگه ميبيني عصباني هستي يا خسته،چه اصراري داري حست رو به خورد خواننده از همه جا بيخبربدي؟ هان؟!
گاهي آدم يه مطلب ميخونه، انقدر دپرس ميشه... که نگو! چرا؟ چون نويسنده دچار مشکلات روحي رواني شديد بوده و تو نوشتش هم اون احساس رو پياده کرده و خلاصه ويرووس ناراحتي رو با يه عطسه مجازي تو هواي مه آلود نت پخش کرده! با کلمات و عکسها و موسيقي هاي ناراحت کننده!آخه يه مشکل شخصي که بيانش سودي به حال نويسنده و خواننده نداره چه ضرورتي داره بيان بشه؟


نوشته شده در جمعه 23/9/1386ساعت 12:0 صبح توسط بانوان دفتر توسعه وبلاگ ديني
نظرات ديگران()

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[26/3/1387- 4:38 ع] صرفه جويي از نوع وبلاگيش
[30/2/1387- 8:26 ص] الا خواهر! بيا شلغم نباشيم.
[10/2/1387- 12:53 ص] از سهراب
[20/1/1387- 7:28 ع] تنها نامه؟!
[4/12/1386- 11:40 ص] اسفند هشتادو شش
[7/11/1386- 4:17 ع] جمعه گذشته
[19/10/1386- 8:38 ع] انتقاد
[17/10/1386- 11:59 ص] گرمتر از باقالي
[23/9/1386- 12:0 ص] تو وبلاگت عطسه نکن!
[8/9/1386- 4:5 ع] برگ ريزون وبلاگي
[22/8/1386- 10:0 ع] بدو، بدو تا د ير نشده!
[18/8/1386- 10:55 ع] صداي آشنا
[15/8/1386- 8:32 ص] در نطفه خفه کن
[10/8/1386- 2:3 ص] در نت هم ...متاسفم
[3/8/1386- 10:43 ص] سوغاتي اردو
[همه عناوين(37)][آرشيو شده ها]