به نام خدا
اوووه! خيلي شلوغ پلوغه! چه جمعيتي! از اينهمه آدم ميخوان سئوال جواب کنن؟! حالا دارن از کي ميپرسن؟سئوال و جوابش چقدر خيلي طول کشيده. پس کي نوبت به ما ميرسه؟ ببين مردم چه هم همه يي ميکنن. بذار يکم برم جلوتر.دارم کم کم بالاي سن رو ميبينم.
اوه! خدايا! اين که مريم دوست خودمه. خيلي وقته نديده بودمش. اين که دختر خوبي بود پس چرا انقدر کارش طول کشيده؟  بنده خدا آدم نماز خوني هم بود؛ آزارشم به کسي نميرسيد.
بذار گوشمو تيز کنم ببينم چي ميگن؟
« اي مريم دختر رضا! در اسفند سال هشتاد و شش چرا به آقا و خانم فلان راي دادي؟ آنها که نه مومن بودند و نه متعهد؟ ورود اشتباه آن دو به مجلس با راي تو انجام شد؛  آنها به جاي توجه به مردم به فکر حزب و جناح باطل خود بودند، درست است که در اقليت قرار داشتند اما با مخالفت دائمشان با لوايح و قوانين درست سياسي، وقت و هزينه زيادي از مجلس را هدر دادند و به اتحاد ملت لطمه زدند. اي مريم دختر رضا! چرا تحقيق نکرده راي دادي؟  آيا دفاعي از خود داري؟»...
اي داد بيداد! منم سال هشتاد و شش به اون دوتا راي داده بودم. حالا چيکار کنم؟
- نماينده اصلح در وصاياي حضرت امام
- نماينده اصلح بايد


نوشته شده در شنبه 4/12/1386ساعت 11:40 صبح توسط بانوان دفتر توسعه وبلاگ ديني
نظرات ديگران()

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[26/3/1387- 4:38 ع] صرفه جويي از نوع وبلاگيش
[30/2/1387- 8:26 ص] الا خواهر! بيا شلغم نباشيم.
[10/2/1387- 12:53 ص] از سهراب
[20/1/1387- 7:28 ع] تنها نامه؟!
[4/12/1386- 11:40 ص] اسفند هشتادو شش
[7/11/1386- 4:17 ع] جمعه گذشته
[19/10/1386- 8:38 ع] انتقاد
[17/10/1386- 11:59 ص] گرمتر از باقالي
[23/9/1386- 12:0 ص] تو وبلاگت عطسه نکن!
[8/9/1386- 4:5 ع] برگ ريزون وبلاگي
[22/8/1386- 10:0 ع] بدو، بدو تا د ير نشده!
[18/8/1386- 10:55 ع] صداي آشنا
[15/8/1386- 8:32 ص] در نطفه خفه کن
[10/8/1386- 2:3 ص] در نت هم ...متاسفم
[3/8/1386- 10:43 ص] سوغاتي اردو
[همه عناوين(37)][آرشيو شده ها]